·         گام در مسير قربانگاه برداشتن چه سخت است اما نه براي حسين! چشم از کعبه گرفتن و حج را نيمه تمام گذاشتن سخت است اما نه براي پسر يدالله.خيلي سخت است که مانند حسين در هنگام شهادت بگويي:

"پس اي شمشير ها مرا دربرگيريد که کشته شدن در راه محبوب بسيار شيرين است"

·         خيلي بايد سرسپرده به خدا باشي و در سراي يزيد جلوي آن همه خوک صفت بگويي:

"ما رايت الا جميلا"

و چه سنگدلند کساني که با بستن آب فرات,از پسر پيامبرشان استقبال کردند

آب بسته شد اما غيرت جاري بود

پسر خيبرگشاي عرب"عباس"بزرگمردي بود که دو دستس را فداي سقايي خود کرد ولي...فرات بوي خون گرفت

اما چه خوب شد که عباس زودترازغنچه درگهواره چشمانش را به تيرسه شعبه داد تا قبرکوچک 6 ماهه رادرکنارخيمه ها نبيند

·         و تو اي حسين:

با 72 لاله سرخ فرياد"هل من ناصر ينصرني"سر دادي ولي پاسخت را با تيغ شمشير دادند

ما چه ميدانيم چند روز تشنگي و از دست دادن اولاد بر اثر آن,آن هم هنگامي که فرات را ميبيني چقدر سخت است

ما چه ميدانيم بريده شدن گلو و سر بر بالاي نيزه رفتن چقدر سخت است!و همين طور درک تلخي نشانه رفتن تيرها به سمت

سينه و لگدمال شدن تن زير سم اسبان و بريده شدن انگشت براي ما غير ممکن است آن هم هنگامي که پسر پيامبر باشي

اي کاش از حسين براي زينب نشاني جا ميگذاشتند تا او هريک از تکه هاي برادرش را از گوشه اي جمع نکند

اما ميدانيم مصيبت به غنيمت رفتن پيراهن کهنه ات که با دستان زهرا بافته شده بود از ديگر مصايبت بيشتر بود

·         حسين جان:

ما قصه عاشورا را هر محرم در گوش تاريخ زمزمه ميکنيم و فراموش نميکنيم که تو در راه اصلاح دينت و امر به معروف و نهي از منکر شهيد شدي تا به ما بياموزي:

اگر دين نداري آزاده باش

 

نخل برداری

یزد حسینیه ایران است